اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ...
دلنوشته های یک آدم بی آزار ... !
شنبه هفتم شهریور 1388
دوش در دام بلاي تو گرفتار شدم
ذره اي بودم و از عشق تو بسيار شدم
زدي از چشم دلت ، تير به چشمان دلم
تير خوردم من ار اين حادثه بيمار شدم
گنه چشم تو بود و دل بي مايه ي من
آه از دست دلم ، با تو گنهكار شدم
نوشته شده توسط رسپینا
در 15:4 | لینک ثابت
•

