شنبه دهم مرداد 1388
زيبا...
زيباي هميشه و هنوز...
چشمان خيس از ژاله هاي اندوه تو را
با لباني لبريز از دانه هاي انار
مي بوسم
و با دو ني ني معصوم چشمانت
هم آغوش مي شوم
زيبا!
زيباي تكرار ناشدني...
لطافت گلبرگ هاي سرخ گونه ات را
با دستاني سرشار از بي پناهي
مي بويم
و با طراوت آبشار گيسويت
بي قرار مي شوم
زيبا!
كنار تو بودن
در آواري از دردها
" زيبايي شاعرانه ايست
كه دلم را به بازي مي گيرد "
زيبا!
هرچه عشق
هرچه بوسه
هر چه احساس
تقديم تو ...
" متبرك باد نام تو ... "

